سلام بچه ها . خوبین ؟؟؟
من اصلا خوب نیستم . می دونم که نباید شما رو ناراحت کنم ولی دلم خیلی گرفته امشب . یکی از بهترین دوستای زندگیم شب گذشته تو یه سانحه تصادف فوت کرد و حسابی ریخت منو به هم .
این دوستم که از طرفی دختر عمه ام هم می شه هنوز بیست و یک سال بیشتر نداشت و خیلی جووون بود . خیلی دختر گلی بود خیلی ...
نمی دونم چه سریه که همیشه ادم های خوب زود میرن از پیشمون . وقتی به یاد خاطراتمون می افتم تا مدتها اشک امونم رو می بره ![]()
هنوز اخرین هدیه اش رو که پریروز بهم داده باز نکردم . کی فکرشو می کرد پریروز ازش هدیه بگیرم امروز تو عزاش لباس مشکی بپوشم ؟
واقعا دلم گرفته . هیچ وقت تا حالا اینجوری از فوت کسی داغون نشده بودم الان اصلا احساس خوبی ندارم از همه چی می ترسم .
وبلاگ رو واسه همین روزا هم گذاشتن دیگه . وقتی دلت می گیره بتونی بیای دو کلمه حرف بزنی شاید اروم شی . خیلی حالم خرابه .
اصلا نمی تونم باور کنم . نمی تونین من رو تو این شرایط درک کنین و امیدوارم هیچ وقت به درک چنین شرایطی نرسین . از همه بدتر و از همه بیشتر دیدن چهره مادرش داغونم می کنه . وقتی یاد نگاه های معصومش می افتم حسابی حالم بد می شه .
با اینکه همین الان از شدت اشک به زور صفحه مانیتور رو می بینم ولی چشم دیگه ادامه نمی دم .
خیلی سخته که به یه موضوع دیگه ای بپردازم اما چاره ای ندارم .
امروز بازی استقلال و راه اهن به طرز شوک اوری لغو شد هر چند اگر هم برگزار می شد نمی تونستم ببینم واسه همین زیاد از این بابت ناراحت نیستم .
سال خوبی رو واستون ارزو می کنم ایشالا تو استانه سال جدید تموم کینه ها و کدورت ها رفع بشه و سال خوب و موفقی رو شروع کنید .
ببخشید اپ امشبم خیلی عجیب غریب بود . شرمنده اگه هیچی نفهمیدید و سرتون درد اومد .
مواظب خودتون باشین
سال نو مبارک .................
نوشته شده توسط فرزانه در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 21:37 موضوع | لینک ثابت
فقط دو بار رفتم ، یه بار هفت ماهم بوده یه بار هم دو سال پیش !!!!!!!!
از نه ماهگی هیچی یادم نمیاد اما از دو سال پیش تک تک لحظاتش تو ذهنم مونده .
ببخشید که سلام نکردم . سلام ! ![]()
راستش امروز یه خاطره از یه سفری که دو سال پیش با دو تا از همکلاسی هام رفتیم رو دوباره یاداوری کردم . به درد این روزا می خوره . اصراری نیست حتما بخونین چون یه سفرنامه شخصیه و شاید خیلی برای شما جالب نباشه اگه حوصله شو دارین و وقتتون هم گرفته نمیشه منت بزارین و یه سر تا ادامه مطلب برین تا یه چیزهایی دستگیرتون بشه . ![]()
نوشته شده توسط فرزانه در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت
سلام![]()
چرا همچین شد ؟ می دونم حال همتون گرفتس . من که اصلا باور نمی کنم این همون استقلال جمعه ی پیش باشه خیلی افت کرده بودیم ![]()

اول از همه میثم خیلی بد بازی می کرد به نظر من اصلا هم حق نداشت از تعویض ناراحت بشه اخه هیچ کار خاصی نمی کرد
ارش هم که طبق معمول کند و بی روح بازی می کرد به قول فردوسی پور فقط مدافع های حریف رو خسته می کرد ولی اخه واسه یه مهاجم فقط همین یه شاخصه اصلا خوب نیست
جباری هم امروز اون مجتبی همیشه نبود ................
اصلا بی خیال نمی خوام به بازی فکر کنم نتیجه نگرفتیم دیگه ![]()
همیشه وقتی استقلال می بازه یا نتیجه نمی گیره تا ۲-۳ ساعت بعد حالم گرفته است امشب هم همین حالتی ام
بازی رو عصری با عموهام که همشون از یه طرف لنگی و سوراخ هستند نشسته بودیم نگاه می کردیم وای چه تیکه پرونی کردن حالا باز اگه کوچیکتر باشن خوبه یکی میگی دو تا می شنوی یکم دلت خنک میشه ولی اخه همشون از من بزرگترن نمی شد کاری بکنم ![]()
امروز به نظر من تو استقلال فقط صادقی خوب بازی کرد . از رو علاقم نیست که این حرف رو میزنم ولی واقعا خوب بازی کرد خیلی هم خوب بازی کرد . البته صبا که تابلو می زد به همون مساوی راضیه اما تو سه چهار تا صحنه امیر حسین خوب زد تو دهن این مهاجمای صبا ![]()

به امید پیروزی های بعدی و البته خود نمایی تو جام حذفی همچنان به امید روزهای اینده می شینیم ![]()
راستی چقدر من تابلو ام ها نه؟؟!!!! ![]()
موقع لینک کردن اصلا حواسم نبوده خیر سرم می خواستم حس ششم شماها رو بسنجم . همتون تقلب کردین حساب نیست ![]()
من برم دیگه . حتما بازم بهم سر بزنین ![]()
شبتون به خیر . این بازی دیگه گذشت از الان باید به فکر ملوان و راه اهن باشیم
ابی بمونین![]()
مواظب خودتون باشین . فعلا ......![]()
نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 20:28 موضوع | لینک ثابت
سلام![]()
من فرزانه هستم یه عاشق صدو سیزده اتیشه استقلال و امروز بعد مدتها که قصد داشتم وبلاگی واسه استقلال بسازم موفق شدم این کارو بکنم ![]()
عشق استقلال از بچگی تو خونم بوده و الانم از امیر حسین و وحید و داداش فرهاد در حدو اندازه های مریخ خوشم میاد![]()

خیلی وقت بود می خواستم این کار رو بکنم اما هر دفعه نمی شد . البته مهم ترینش همین مساله دانشگاه بود که اجازه سر خاروندن رو به ادم نمیده ولی خدا رو شکر که تونستم منم یه وبلاگ کوچیکی بسازم و قطره ای تو این دریای بیکران ابی باشم ![]()
![]()
اولین پست من تو وبلاگ مصادف شده با حساسترین بازی استقلال تو اخرین فصل از سال ۸۶
امروز پسرای محبوب ابی یه بازی سخت و حساس رو با صبا باتری دارن که ایشالا اگه خدا خودش کمک کنه میریم واسه ۳ امتیاز و رسیدن به صدر جدول
امیدوارم امروز بچه ها بتونن با ارائه یه بازی محکم و فوق تاکتیکی صبا باتری رو با اون مربی پر ادعاش شکست بدن ![]()
بقیه حرفام باشه واسه بعد بازی![]()
در ضمن از تموم استقلالیای گل (اقایون) می خوام که امروز بچه ها رو تنها نزارن و برن ازادی . دیگه چیز تکراری و قدیمی شده اما وقاعا حیف که ما نمی تونیم بیایم . جای ما رو هم خالی کنید ![]()

البته من داداشم که اونم یه استقلالیه خفنه و اتفاقا یه وبلاگم داره ( می تونین حدس بزنین کیه ؟؟؟ )
میره ورزشگاه و قول داده از طرف منم پایکوبی کنه اما خواهش می کنم امروز از همون دقیقه ۱ بازی شروع کنین به تشویق تا دقیقه ۹۰![]()
به امید روزی که ما خانم ها هم بتونیم وارد ورزشگاه شیم و تیم محبوبمون رو تشویق کنیم
نوشته شده توسط فرزانه در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام ابیا و تاجیا و اس اسیای گل
من فرزانم . عاشق استقلال و هوادارای بامعرفتش .
این وبلاگم مال خودتونه
بهم سر بزنین همیشه
همین ... !!!!!!!!!
فهرست اصلی
دوستان
دنیای آبی ( فهیمه جون )
خاک استقلال ( اقا محسن )
پر طرفدار ترین تیم اسیا ( آقا فرزاد )
آبی ترین پسر دنیا
سیاره آبی ( اقا میثم )
هواداران فرهاد مجیدی ( حدیثه جون )
فدایی اس اس ( ستاره جون )
آبی ترین دختر ایران ( فاطمه جون )
یه استقبلالی دو آتیشه ( هستی جون )
پسر آبی
آبی دلان
استقلال دوستت داریم ( نیلوفر جون )
نوشته های فریبا جون
آبی بی همتا ( ماندانا جون )
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY